ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
52
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
يكى از قوللران كه با او نقض عهد كرده بود از قضا به دست سيد احمدخان گرفتار آمد و او سر از تنش جدا كرده جنازهاش را براى عبرت اهالى به ديوار قلعهء شهر آويخت . در همين حال زاهد علىخان را به زندان افگنده همهء دارائىاش را مصادره كرد و محمد صالح بيگ هنوز مغضوب بود . او همچنين در بازار توسط جارچيان اعلام نمود كه دكانداران چه خرده فروش چه عمده فروش مىتوانند مانند پيش به دكانهاى خود بازگشته به فروش كالاهاى خود پردازند . و چنانچه كار خلافى مشاهده كردند تنها نزد سيد احمد آمده عرضحال دهند ، حتى اگر شكايت راجع به چيزى باشد كه فقط يك دينار بيارزد عدالت اجرا خواهد شد . انگليسيان در 30 اكتبر به ديدار سيد احمد رفتند و ديدند كه طرز رفتارش با آنها چنانست كه پندارى در شمار رعاياى اويند نه اروپائى و از دوستان او . زيرا كه سيد احمد كه در صف نعال نشسته بود انگليسيان را همانجا نشانيد و فقط قهوه و گلاب و نبات به آنها تعارف كرد و پس از لحظاتى چند آنها را مرخص ساخت . اتلام كه پسين - هنگام روز 30 اكتبر بازگشته بود مترجم خود را نزد سيد احمدخان و مشاور با نفوذ او فرستاد تا از عنايت و دوستى او نسبت به شركت هند خاورى هلند دلگرم و مستظهر گردد . انگليسيان نيز همين كار را كردند و دو تن از نديمان نزديك سيد احمد از سوى او براى بازديد انگليسيان به جايگاه نمايندگى آنها آمدند . انگليسيان در همين وقت با استفاده از اين فرصت توپهاى خود را شليك كردند تا وانمود كنند كه به افتخار زاد - روز مدير شركت هند خاورى انگليس شليك كردهاند . سيد احمدخان در انتظار حملهء افغانان بود چون در يكم نوامبر 1727 همهء صنعتگران به ويژه آهنگران و درودگران را زير فشار گذاشت تا در خدمت او لوازم جنگى ، عرادههاى توپ مستقر بر باروها و قلعهء شهر را تعمير كنند . او دستور داد كه به جاى وسايل تعمير ناپذير ابزارهاى تازهاى بسازند .